مستِ عشقم، مستِ عشقم، مست، مست
ساقیا حاشا مکن، این هست، هست؟
می بده، مستیم و، مستی را خوش است
هرکه از دنیا بُریدَست، راست، رَست
مجلسی از نو بیارآ مطربا
پای کوبان در طرب گو، دست، دست
شیخ و واعظ را بگو در جمع ما
جای نیکان چون شما، هم هست، هست
از فقیر و از گدا تا پادشاه
هر که آید گو بیا، هشیار و مست
چون که مجلس، مجلسِ بزمِ دلست
هرکه بار خود بدین جا، بست، رست
گر رسیدی در سماع بر هوش دل
عاشقا با ما بگو، این هست، هست!
"ع.ص.ساده"
ما را در سایت یا حضرت مولانا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 18